تبليغاتX
من می تونم عاشق باشم

من می تونم عاشق باشم



بارونی

 

وقتی یه روز بارونی داری تو کوچه های خیالت قدم می زنی به صدای بارون گوش کن آخ که تو لحظه چه حسی به آدم دست می ده می خوای حستو به زبون بیاری ولی نمی تونی داد می زنی دادی که شاید پر از حرفای درونته

 

B@h@R |

غم

 

غم يه جز ثابت روح ماست كه نمي شه منكر وجودش شد ولي با يه كم شادي مي شه جاشو تنگ كرد

 

B@h@R |

پدر

 

پدر
سخت
استوار
كوه
تيكه گاه
دوستت دارم
 
B@h@R |

فکر

 

نوزاده فکرم همت و تلاش بزرگ می طلبد

 

B@h@R |

مردانگی

 

مرز مردانگی در نقشه ی زندگی کم رنگ شده  کاش جوهر هایمان این قدر بی

رنگ نبود

 

B@h@R |

؟؟؟؟

 

به نظر من :

کلمه ی" من" مثل رودیه که به تویی به اسم دریا می ریزه

 

B@h@R |

صبح

 

به نظر من كلمه ي صبح در دستور زندگي يعني نقطه سر خط

 

B@h@R |

مادر

 

مادر این بی تا را ارج نهیم

 

B@h@R |

شعر زندگی

 

زندگي مثل يه شعر سپيده كه اين ديد ماست بهش وزن و قافيه مي ده پس سعي كنيم اين وزن و قافيه رو در تمام طول شعر زندگيمون حفظ كنيم

 

B@h@R |

من+تو=ما

 

من هستم تو هستی ما می شیم ما می مونیم ای کاش می شد من نبود تو نبود ما بود مائی که هیچ وقت نشه از هم جداشون کرد مائی عاشق بود.

 

B@h@R |

خودشناسی

 

قبلا خیلی کم به زندگی فکر می کردم و واسه خودم معنیش می کردم وقتی صحبت از زندگی می شد یه حس غریی تمامی وجود مو فرا می گرفت ولی حالا وقتی صحبت از زندگی می شه یه نور امیدی تو دلم روشن میشه امید به بودن  ساختن  رسیدن  الان دیگه تمامی ثانیه های عمرم رو با زندگی و معنا کردن اون میگذرونم.

 

B@h@R |

تغییر

 

تا حالا شده یه روزه تغییر کنی؟تا حالا شده یه روز صبح از خواب بلند شی و حس کنی خودتو نمی شناسی ؟تا حالا شده با گذشتت حس غریبی کنی؟تا حالا حس کردی تازه از شکم مامانت اومدی بیرون؟ اگه این حسا رو کردی بدون  دوباره متولد شدی اونم از دست زندگی چه خوبه آدم تولد دوبارشو با زندگی تجربه کنه.

 

B@h@R |

چرا عاشق نیستیم؟

 

تا حالا فکر کردی من و تو نتیجه ی یه عشق پاکیم یه عشق مقدس؟ پس چرا عاشق نیستیم؟ما که فطرتمون بر گرفته از عشقه چرا درکش نمی کنیم؟ بیاین قول بدیم عاشق بشیم و تا ابد عاشق بمونیم اونم از نوع حقیقیش

 

B@h@R |

یه امید جدید

 

امروز شکستی رو که خورده بودم بو کردم بوی از نا امیدی نمی داد بوی یه امید یه هدف و یه تجربه ی جدید رو می داد

 

B@h@R |

دگر گونی

 

انگار با عوض شدن سال منم خيلي عوض شدم تا حدي كه با گذشتم غريبي مي

كنم

 

B@h@R |

زندگی

 

برو لب پنجره چشماتو ببند خوب گوش کن همه چیز و همه کس دارن باهات حرف می زنند دارن بهت امید میدن امید برای بودن برای عاشق شدن برای ادامه دادن آیا این دلیل خوبی واسه زندگی کردن نیست؟

 

B@h@R |

یه اعتقاد

 

من همیشه به این مسئله عقیده دارم که آدم نباد خودشو دست کم بگیره به قول داروین 

چنان توانایی که باور نتوانی کرد

به کار های قادری که هرگز تصورشان را نمی کردی

به جز حصار ذهن توست به آنچه نا توان از انجام دادن آن هستی

توانایی هایت هیچ مرزی را نمی شناسند

میندیش که نمی توانی

بیندیش که می توانی

چرا همیشه نیمه پر لیوان وجود خویش را نمی نگریم؟؟؟

 

 

B@h@R |

بلاخره گم شدمو پیدا کردم

 

بهارم  بهاري كه تازه خودشو پيدا كرده بهاري كه دلش مي خواد عاشق باشه دلش مي خواد عشق و باور كنه دلش مي خواد زندگي روبا تمام وجود احساس كنه دلش مي خواد به زندگي و دنيا با تمام خوبي هاش و بدي هاش بگه دوستتون دارم  من شكست رو مي پرستم با تمامي وجودم چون شكست براي من واژه ي مقدسيه  شكست بهترين معلم زندگيمه

 

B@h@R |

تولد

 

حس مي كنم دوباره به دنيا اومدم حس مي كنم دوباره بچه شدم حس مي كنم همه چيز عوض شده حس مي كنم توي اين 16 سال از عمرم خواب بودم و حالا بلند شدم  الان خيلي حسا بهم دست داده ولي تنها حسي كه زيادي دارم حسش مي كنم اينه كه دوباره متولد شدم دلم مي خواد بلند داد بزنم من متولد شدم

 

B@h@R |